شما در حال مشاهده نسخه موبایل وبلاگ

مهرآفرین

هستید، برای مشاهده نسخه اصلی [اینجا] کلیک کنید.

شهادت

شهادت

۶۰۸ - هدایت یعنی شاهد بر گمراهی خود بودن. وجود یعنی شاهد بر نابودی خود بودن. ایمان یعنی شاهد بر کفر خود بودن. پاکی یعنی شاهد بر پلیدی خود بودن. و « شهادت » یعنی همین. پس همه چیز تعریف شد به گونه ای که هرگز قابل تحریف نباشد. آیا اینطور نیست!


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی

حق انتخاب

انتخاب

ذات انتخاب، جمعی و جهانی است. یعنی وقتی که انتخاب می کنی آنچه را که می دانی حق انتخاب است و انتخاب برحق است برای کل بشریت انتخاب می کنی نه فقط برای خودت. لذا طبیعی است که همه و بخصوص در مرحله نخست اطرافیانت بر علیه انتخاب حق تو طغیان و عداوت نمایند زیرا ناحقی انتخاب آنان و یا عدم انتخاب آنان رسوا می شود و آنان جبرا بطرز حیرت آور و طلسم گونه ای بسوی انتخابی که تو کرده ای کشیده می شوند علیرغم میلشان.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه وجودی زن ص ۶۰


آخرالزمان ( سیر قهقرائی زمان - ضد زمان )

آخرالزمان ( سیر قهقرائی زمان - ضد زمان )

۹- ولی آن بخش از تاریخ کائنات که مربوط به عصر ما می شود اینست که در این دوره هفت هزار ساله اخیر که کل تاریخ تمدن موجود بر روی زمین است، شش هزار سال اول یعنی دوره نزول به پایان رسیده و ما در آخرالزمان دوران خویش قرار داریم یعنی در عرصه عروج هستیم که عرصه ضد زمان است و زمان در نفس بشری سیر قهقرائی دارد. همانطور که علی (ع) می فرماید که در آخرالزمان یکسال تبدیل به ماه می شود و ماه به هفته تنزل می یابد و هفته به روز و روز هم به ساعت. زیرا زمانیت و دهریت مربوط به عرصه نزول است که دور شدن از مبدأ می باشد که این دوری همان گستره زمان است و ما اینک روی به مبدأ داریم و لذا در مسیری خلاف تاریخ در حرکتیم. و اینست راز کلام خدا در قرآن: کودکانی که پیرند.

استاد علی اکیر خانجانی

کتاب خداشناسی امامیه جلد دوم ص ۳۷۹


هویت فکری و مادری زن

هویت فکری و مادری زن

آیا براستی شنیده ها و خوانده ها و آموزش های همگانی و مدرسه ای در حکم فکر هستند و تفکر محسوب می شوند؟ اگر چنین باشد لااقل زن به مدرسه رفته مدرن چرا زنی متفکر نشده است، آیا مگر مرد به مدرسه و دانشگاه رفته بخودی خود متفکر شده است؟ آری براستی که زن به مدرسه رفته فقط حرافتر و مدعی تر و متکبرتر شده است همچون مردان به مدرسه رفته. ولی زن در این سودا لااقل همچون مرد نه تنها به قدرت و مکنت کاذب بیشتری نرسیده بلکه حتی از ابتدائی ترین هویت طبیعی خود همچون هویت مادری و عزت و لذت خانه داری نیز ساقط گردید و در برزخی بی انتها افتاد فقط به صرف مدرک تحصیلی گرفتن و شلوار پوشیدن و برگه رأی در صندوق انداختن ( به قول نیچه).


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه وجودی زن ص ۴۸

انسان امپریالیست

انسان امپریالیست


کسی که از دوست داشتن اکراه دارد و بلکه فقط می خواهد که دوست داشته شود ذاتاً امپریالیست است...
شناخت امپریالیستی سودائی جز محبوبیت خویش ندارد و آنگاه هم که محبوب واقع شد نابود می کند زیرا تاب تحمل این محبوبیت را ندارد....
انسان امپریالیستی، یعنی انسانی که جز محبوب واقع شدن ندارد در عمل هم حامی و مرید قدرتهای امپریالیستی جهان است : مرید شاهان و دیکتاتورها و جهانخواران رنگارنگ. اینست که همه این نوع آدمها امروزه تمدن غرب و خاصه آمریکا را کعبه آمال خود می دانند. اینان دشمن عشق و دل هستند و لذا برای پنهان ساختن ماهیت خود، کردارشان تماماً تعاشقی و دلبری می باشد. همه امپریالیست ها ملوس هستند و تواضع نمایی و هنر فروشی و عشق - بازی مذهب آنهاست.


استاد علی اکبر خانجانی
کتاب شناخت شناسی ص ۹۰


زن و ثروت

زن و ثروت

مسئله نصف بودن حقوق اقتصادی زن در ارث و میراث به لحاظ ذاتی به همین امر مذکور باز می گردد زیرا که زن حرص و طمع بسیار کمتری در امور اقتصادی نسبت به مرد دارد و قناعت اقتصادی اش بسیار بیشتر است هر چند که بسیاری از مردان با تزویر سعی می کنند که ثروت اندوزی و مال پرستی خود را به حساب خواسته های زنان خود بگذارند و بر آنان منت نهند و آنان را بدهکار نمایند تا بدین طریق بر سلطه خود نسبت به زن بیفزایند. کل دنیا پرستی زن اساساً در تزئین و زیباسازی خانه است که امری به لحاظ اقتصادی بسیار کم هزینه است. زن عاشق زیبا سازی است و نه ثروت اندوزی....


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه وجودی زن ص ۴۳

ازدواجهای موقت سنتی و مدرن

ازدواجهای موقت سنتی و مدرن

بنابر این از طلاق تا انواع ازدواجهای موقت سنتی و مدرن ( با ملا و بی ملا ) و تا روسپی گری حرفه ای راه چندانی نیست و مثل قرار گرفتن بر یک ریل راه آهن است که خواه ناخواه از این مسیرها می گذرد. هر چند که اکثر ازدواج های امروزی ماهیتاً و قلباً بر یک میثاق ابدی رخ نمی دهد و لذا از جنس ازدواج موقت است و به همین دلیل طلاق اینهمه آسان و فراوان است و بسیاری از ازدواج ها در کمتر از دو سال به پایان عمر خود می رسد. زیرا فقط بر اساس نیاز جنسی و یا جنسی-اقتصادی پدید می آید و طبعاً از جنس ازدواج موقت می باشد و بدین ترتیب رگه های روسپی گری در همه این نوع ازدواج ها کاملاً مشهود است و لذا روسپی های کنار خیابان و فاحشه خانه ها بیهوده آنقدر بدنام شده اند....


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه وجودی زن ص ۳۶


آخرالزمان و سرگردانی مردم

آخرالزمان و سرگردانی مردم

۱۴- در آخرالزمان هر چه که سرگردانی ها و عذابها و پوچی ها شدیدتر می شود رویکرد مردمان به دین خدا هم بیشتر شده و مکر با دین هم بهمان میزان رشد یافته است و صدها و هزاران مکتب و مذهب و عرفان های جعلی از جمله این مکرها با خدا و دین اوست که دجال در رأس این مکر قرار دارد که خود را صاحب و مدعی علم و فن می داند و سعی می کند دین خدا و وعده های الهی را بدینوسیله تبدیل و تحریف کند.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب خداشناسی امامیه جلد دوم ص ۳۸۸


فقر و فحشا

فقر و فحشا

این باور بغایت روسپیانه است که می گوید فقر اقتصادی علت روسپی گری ما شد. زیرا یک روسپی در درون خودش کاملاً می داند که فقر اقتصادی موجب نشده است که وی به روسپی گری روی آورد. بنابر این کسی که بعنوان یک جامعه شناس یا مصلح اقتصادی فقر اقتصادی را موجب روسپی گری می داند خودش از زنان روسپی، روسپی تر است و یک روسپی منافق است که روسپی گری را قداست می بخشد. و اتفاقاً در همه جا پاکترین زنان را عموماً در طبقات فقیر می یابی. و این طبقه اشراف است که روسپی گری را قداست می بخشد و خود این طبقه منشأ روسپی گری می باشد....


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه وجودی زن ص ۳۱

معالجه طبیعی امراض

معالجه طبیعی امراض

هر مرضی، آدمی را به قلمرو « رضا » می اندازد جبراً، تا راضی به انسان شدن خود شود و جدال را رها کند. و لذا مبارزه با هر مرضی همانا مبارزه با انسانیت خویش است و این مبارزه باعث باقی ماندن آن مرض و استمرار عذاب آوری آن در انسان می شود و این راز لاعلاجی هر مرض است. پس آنچه که علم طب نامیده می شود بر خلاف علاج و سلامت بشر عمل می کند و مرض را در بشر پایدار می کند که هم جلوی رشد انسانیت را می گیرد و هم جلوی معالجه طبیعی مرض را. اینست که علم طب ذاتاً مرض پرست و جهل پرست است و ذاتاً همه اطباء ضد مذهب و ضد شعور بیماران خود هستند و ضد سلامتی انسان. زیرا هر مرضی به انسان می گوید که: دست از حیوانیت بردار و انسان شو. ولی اطباء می خواهند با همکاری خود مریض این ندای ذاتی مرض را خفه کنند تا مریض نه رشد یابد و نه علاج. تا هم حیوان بماند و هم مریض.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب شناخت شناسی ص ۹۲


12345678910
last